m Land | October 2008" href="http://thats.squeezingcutefemalepows.com/feed//it/mailto:@het%20ssc" /> Thats Squeezingcutefemalepows It Mailto:@het%20ssc Squeezing Cute Female Pows Drea<img src="http://f4.parentsociety.com/20091201/cute-kid-picture-1259645959.jpg"/>m Lan<img src="http://www.pinkseeker.com/aw/alex_t14.jpg"/>d | Oc<img src="http://www.boobmission.com/wp-content/uploads/2008/11/teen-squeezing-tits.jpg"/>t<img src="http://www.cidabro.cz/images/vrhj-6t-female1.jpg"/><img src="http://www.moroccoboard.com/album/pow/thumbnails/thumb_moroccan%20pows%20reception%200707.jpg"/>obe<img src="http://files3.cityweekend.com.cn/files/images/20070226/image-20070226-wjskug4pnma1we9de3g9_t_h480.jpg"/>r 2008

Squeezing Female

Thats Squeezingcutefemalepows It Mailto:@het%20ssc Squeezing Cute Female Pows Dream Land | October 2008

Thats Squeezingcutefemalepows It Mailto:@het%20ssc Squeezing Cute Female Pows

October 31, 2008
 
دیالوگ

گفتم: تو بانوی شب‌های روشن منی
گفت: تو هم سنگ صبور شب‌های تاریک منی

پ.ن. حال بانو الف خوب نیست. برایش نگرانم.
پ.ن. دوم. گرچه آب رفته باز آید به رود، ماهی بیچاره اما مرده بود.

October 31, 2008
 
ریسمان آبی خیال

دختر همسایه‌ امروز زنگ زد به من که هنوز سفرم تمام نشده بود. گفت: کی برمی‌گردی خونتون؟ پرسیدم: چرا؟ گفت: پیانو تمرین کنی. گفتم: مگه صداش پایین می‌یاد؟ گفت: آره، زود بیا دلم صدای پیانو می‌خواد. بعد فکر کردم با این شنوندگان جدی مگر می‌شود تمرین کرد؟ می‌ترسی جایی را اشتباه کنی، آن‌وقت ریسمان آبی خیالش پاره شود. کسی حق ندارد ریسمان خیال بچه‌ها یا حتا آدم‌بزرگ‌ها را پاره کند. این خیلی مهم است که به دنیای خیالی و رویاهای دوستانمان احترام بگذاریم.

October 31, 2008
 
هم از زندگیست اینک ز خاموش نفیرید

آن روزها تو تازه به آرامش رسیده بودی. همه یادت می‌کردند و خاطرت را در آن کفن سرد و سفید آشفته. آن روزها نخواستم مزاحمت شوم. خواستم آرام بخوابی. هر کس و ناکسی برایت مرثیه نوشت و بر گرده‌ات با دشنه‌ای سرد آواز یادبود خواند. زخم زبان‌هایشان درد داشت می‌دانم. امروز بیش از شصت آفتاب از آن شب جمعه می‌گذرد و دیگر کسی یادت نمی‌کند. شاید رفته‌اند دنبال کار و زندگی خودشان. سرت خلوت شده است، گذاشته بودم تا در چنین شب بارانی یادت کنم.

حرف‌های تکراری را آنها گفته‌اند، من اما خواستم بگویم دوستت داشتم و دارم. تو را و حمید هامون را. یادم نمی‌رود با آن تفنگ بزرگ و سرد‌ از پنجره‌ی روبه‌رو مهشید را دزدکی نگاه می‌کردی و زیر لب می‌خواندی: دوستت دارم دوستت دارم و بعد شلیک به طاق پنجره‌ی روبه‌رو که مهشید ایستاده بود.

اکنون من، کنار پنجره‌ی سیاه ابدیتی جاودانه که تو در آن سویش هستی و دنیای زیبای رنگارنگ؛ پر از آدم‌های عجیب و غریب و رود‌های خروشان و دره‌های عمیق و غروب‌های قرمز این سو؛ ایستاده‌ام. تو را نگاه می‌کنم، زیر لب می‌گویم: دوستت دارم. دوستت دارم.

+ خموشید خموشید خموشی دم مرگست
هم از زندگیست اینک ز خاموش نفیرید
مولانا

+ تیتراژ آغازین فیلم ( ساخته ناصر چشم آذر ، بر اساس تمی از باخ )
+ دیالوگ: هامون و مهشید
+ دیالوگ: هامون و علی عابدینی
از طریق: The Music Box

October 30, 2008
 
The Portrait of a Lady
dThats Squeezingcutefemalepows It Mailto:@het%20ssc Squeezing Cute Female Pows Dream Land | October 2008z q Cute yThats Squeezingcutefemalepows It Mailto:@het%20ssc Squeezing Cute Female Pows Dream Land | October 2008h u Female Pows Squeezing Female